اصناف 724

راهبی که فراری اش را فروخت

«راهبی که فراری اش را فروخت» و داستانی واقعی که زندگی میلیون ها نفر را متحول کرد

این داستانِ تخیلی ذهن عجیبِ رابین شارما است.
نویسنده کانادایی که شهرت زیادی در نگارش کتاب هایی داستانی اما با مفاهیم رهبری و مدیریت زندگی دارد، او بیشتر یک نویسنده خودیاری است که مهم ترین کتابش، «راهبی که فراری اش را فروخت.» (The Monk Who Sold His Ferrari) است.

این کتاب به بیش از 70 زبان مختلف ترجمه و در بیش از 50 کشور مختلف منتشر شده.

وکیل داستان ما که با استرس کاری بالایی دست و پنجه نرم میکرد اما در عوض یک زندگی لوکس و مرفه داشت، به هیمالیا سفر میکند تا در مکتب راهبان هندی معنای واقعی زندگی را بیاموزد.

او در سفرش به نکاتی میرسد، که به عنوان نکات مهم زندگی در ادامه میخوانید :

یک) پول را در برابر معـــنا مبادله کنید
شرکت های برتر دنیا خیلی وقت است که کالا نمی فروشند، آنها معنا تولید میکنند، معنا میفروشند و مصرف کننده ها معنا برای زندگی شان میخرند.

معنا یعنی چیزی که در زندگی برای ما ارزش داشته باشد.
یک تلفن همراه خوب یا هزاران قابلیت شاید معنایی در زندگی ما ایجاد نکند، اما یک تلفن همراه Apple  با نام iPhone میتواند چنان زیبا و ظریف طراحی شود که معنابخش باشد. افرادی که آنرا انتخاب میکنند احساس کنند باعث ارزشمند شدن شان شده؛ همین امر برای شما نیز صادق است. شما یک لباس زیبا با دوخت خوب نمیخرید، شما حس متفاوت بودن را میخرید.

به معناهای موجود در زندگی تان بیشتر توجه کنید.

دو) فقط یک ظرف خالی میتواند پر شود
اگر ظرف یادگیری یا ذهن شما پر از اطلاعات (اشتباه) باشد، شما دیگر جایی برای اطلاعات صحیح نخواهید داشت.

راجع تمام کسانی که با آنها در ارتباط هستید فکر کنید. آیا آنها ذهنی باز دارند؟ چقدر جرات امتحان کردن چیزهای جدید دارند؟ تقریبا شاید پاسخ ‘نــــه’ باشد؛ زیرا ظرف آنها پر است از اطلاعاتی که فقط خودشان پر کرده اند.

این کتاب به ما یاد میدهد همیشه نیمی از ظرف ذهن تان را خالی نگه دارید تا اطلاعات صحیح بتوانند در آن قرار بگیرد شوند. در غیر این صورت نه خبری از رشد است، نه پیشرفت… و برای همیشه با اطلاعات کهنه تان باید سر کنید.

سه) قبل از لمس کردن قلب دیگران، باید قلب خودتان را لمس کرده باشید
اگر تولید کننده محصولی مثل لباس هستید، شما تا زمانی که خودتان شیفته لباسی که طراحی کرده اید نباشید نمیتوانید آنرا بفروشید.

این یک اصل در فروش است.

فروشنده ای موفق است که نسبت به محصولش احترام قائل است و آنرا تحسین میکند. نه فقط فروش، حتی آموزش، عشق ورزیدن، دوست داشتن، محبت کردن و … تا زمانی که خودتان به خودتان نتوانید عشق بورزید، به هیچکس دیگری نخواهید توانست.

اول از خودتان شروع کنید.

چهار) هر تراژدی در زندگی جرقه ای از تولد یک ستاره در درون شماست
یکی از مهم ترین دروس این کتاب چنین است «دنیای خارج وجود ندارد… هرآنچه در دنیای ما وجود دارد، ابتدا در ذهن مان خلق شده.»

شرایط بیرونی و محیطی شاید قابل کنترل، شاید غیرقابل کنترل باشد؛ اما مهم نیست، مهم این است که تنها چیز مهمی که تحت کنترل ماست، افکارمان است. از مهم ترین چیزهایی که این کتاب میخواهد بگوید این است که «ذهن در موفق یا ناموفق شدن ما نقش زیادی دارد.»

اگر مشکلی در زندگی شما پیش آمده، اگر شکست بزرگی خوردید، اگر تمام دنیا به شما پشت کرده و بدبیاری آوردید، نگران نباشید، این یعنی تولد ‘من’ جدید و فرصتی برای رشد

پنج) درد، در افکار شماست
همه مان تجربه درد کشیدن در زندگی را داشتیم؛ چه درد روحی و چه درد جسمانی، آنچه راهب هندی به وکیل داستان آموزش میدهد این است که «افکار تو نسبت به هرچیزی میتواند احساسی در تو بوجود آورد، چه احساس درد، لذت، خشم، عشق یا …»

برای مثال، شما میتوانید از درد عضله تان زیر فشار ورزش شدید ناراحت شوید و یا میتوانید خوشحال باشید زیرا در حال ورزیده شدن است. شما میتوانید از خستگی روحی تان پس از تلاش سخت برای راه اندازی کسب و کارتان ناراحت شوید، یا خوشحال شوید که راه زیادی را تا به اینجا آمدید پس برای هدفی مهم درحال تلاش هستید.

هراحساس در شما بوجود می آید، ناشی از افکار شماست. افکارتان را درست کنید تا احساس تان درست شود.

 

کلام آخر؛
کتاب «راهبی که فراری اش را فروخت» کتاب بسیار جالب و خواندنی است که شما را با خودتان بیشتر آشنا میکند و به شما نظم شخصی، شناخت شخصیتی و شیوه تفکر صحیح را آموزش میدهد؛ اگر فرصتش را دارید حتما این کتاب را بخوانید.

ارادتمند شما

رضا قاسمی