اصناف 724

رازهای موفقیت

رازهای موفقیت

چطور یک نفر به موفقیت بسیار چشمگیری دست پیدا میکند؟ رازهای موفقیت چیست؟ بعضی معتقدند شانس و اقبال دخیل است، برخی هم زیرکی را دخیل میدانند. اما حقیقت امیر این است که موفقیت با آمیزه ای هر دوی اینها به دست می آید. تعریف موفقیت خیلی کار دشواری است چون تا حد زیادی به معیارهای تعریف بستگی دارد. برخی به پول می اندیشند. برخی به زندگی خوب و داشتن تعطیلات برای سفر رفتن فکر میکنند. برخی هم به ساختن یک دستاورد برای خودشان فکر میکنند. فرقی نمی کند تعریف شما از موفقیت چه باشد اما مطمئنا این موارد می تواند به شما در رسیدن به موفقیت کمک کند.

از رویش افکار منفی در مغز خود جلوگیری کنید

مقاله ای که اخیرا در نیویورکر درباره رازهای موفقیت منتشر شده بود بیان کرد که وقتی ما یک خاطره را در گذشته به یاد می آوریم آن را همان طور که فکر میکنیم به یاد نمی آوریم. تصاویری که به ذهن ما خطور میکند مثل این فیلم های قدیمی نیستند که مجددا پخش می شوند بلکه هر بار که ما چیزی را به یاد می آوریم خاطره موجود در ذهن ما نیز بر اساس نحوه به خاطر آوردن تغییر می کند.

هرچه بیشتر این افکار منفی را در ذهنتان پرورش دهید بیشتر آن احساس را تجربه میکنید؛ که به معنای باور بیشتر آن است. به زودی به این باور میرسید که شما به اندازه کافی با استعداد نیستید یا هرگز موفق نخواهید شد.

کلید رفع این مسئله این است که اشتباهات و خاطرات قدیم خود را به یاد آورید و از دریچه یادگیری به آنها نگاه کنید. آنها را به عنوان لحظات رشد و پیشرفت قاب بگیرید.

روی “چرا”ی خودتان کار کنید

همان طور که سیمون سینک میگوید شما اول باید با چرا شروع کنید. اگر می خواهید در بلند مدت موفق شوید باید بدانید چرا میخواهید کاری را انجام دهید. گاهی اوقات این چرا خیلی واضح نیست، و شما باید کنجکاوی بیشتری به منظور یافتن آن به خرج دهید. اما اگر فقط دارید دنبال پول میروید یا دنبال تایید دیگران هستید و فقط میخواهید موفق دیده شوید هرگز جواب چرا را پیدا نخواهید کرد. این انگیزه ها پایدار و موثر نیستند.

“چرا” ی شما مهمترین منبع انگیزه و هدف شماست. شما را به جلو میراند مخصوصا وقتی که به نظر میرسد همه چیز در حال به هم ریختن باشد. سینک میگوید: مردم به اینکه شما چکار میکنید اهمیت نمی دهند بلکه به این که چرا اینکار را انجام می دهید اهمیت می دهند. دانستن چرا، کلید اصلی شناختن مشتریان و مخاطبان اصلی شما در آینده خواهد بود.

فهمیدن چرا و هدف اصلی کار قطعا زمان زیادی لازم دارد اما شروع به گشتن کنید، و به زودی این چرا خودش را به شما نشان خواهد داد.

به غریضه تان اعتماد کنید اما با عقتلان نیز غریبه نباشید

خیلی از اوقات ممکن است قبل از اینکه عقل و منطقتان به جواب برسد جواب را پیدا کرده باشید. بدون دلیل خاصی آن را حس میکنید. اما این دلیل نمی شود فقط به احساساتتان تکیه کنید. اما نباید به طور کل نقش احساسات و غریضه را در تصمیم گیری انکار کنید.

به نظر می رسد که منطق و عقل شما هم در غریضه ذاتی شما اثر گذار است. درک شهودی شما مستقیما از تجربیات دست اول شما نشات می گیرد. در واقع ناشی از مهارت مغز شما در تصویرسازی این است که یک اتفاق بر مبنای تجربیات و موارد گذشته چگونه پیش خواهد رفت.

بهترین کاری که میتوانید این است که به غریضه تان اعتماد کنید اما هر تصمیمی را با منطقتان حداقل دو بار چک کنید. منطقی باقی بمانید و به قول معروف مو را از ماست بکشید اما اجازه دهید غریضه تان نیز در تصمیمات دخیل باشد.

موفقیت تان را تجسم کنید

اصول و مبانی تصویر کردن در همه زمینه ها از ورزش های حرفه ای تا کسب و کار و فراتر از آن همیشه موثر بوده است. افرادی که در اوج قله حرفه ی خود قرار دارند از این ترفند برای عملکرد بهتر استفاده میکنند. هرچقدر شفاف تر بتوانید کاری را که انجام می دهید در ذهن خود تصویرسازی کنید سریعتر و راحتتر خواهید توانست یک مهارت یا عادت جدید را به دست آورید.

تصویر کردن خودتان در حال سپری کردن زندگی مطلوب و انجام دادن کارهایی که دوست دارید کلید اصلی برای طی کردن مسیر زندگی و موفقیت است. البته لازم است بگوییم تصویرسازی به این معنا نیست که تمام وقت در خانه بنشینید و خیال پردازی کنید؛ بلکه به این معناست که باید دید و تصویر خود از آینده را به صورت کاملا محکم جلوی چشمتان نصب کنید و برای آن تلاش کنید.

بیش از نصیحت کردن تمرین کنید

هرکسی میتواند در مورد موفقیت صحبت کند و خطابه سرایی کند. اما آنچه سخت است هر روز کار کردن و خاک میدان خوردن است. به منظور موفق شدن در هر زمینه ای ابتدا باید در مهارت های لازم برای آن به اوج تسلط برسید و باید اساسا به آنچه انجام می دهید باور داشته باشید.

باید هدف اصلی خودتان را بدانید و بر اساس اهداف اصلی و باورها و ارزش های خودتان سخت تلاش کنید. گذشته از همه اینها هیچ چیزی به اندازه یک تفاوت عمیق بین گفته ها و اعمالتان نمی تواند اعتبار و وجهه شما را خدشه دار کند.

باید چیزی را بگویید که واقعا قصد دارید به آن عمل کنید، قصد دنبال کردن آن را دارید و از همه مهمتر آن را عمیقا باور دارید. به مسیر خود ادامه دهید و باور داشته باشید که دیگران نیز از شما خواهند آموخت و در این مسیر همراه شما خواهند شد.